مراد على شمس

671

با علامه در الميزان ( فارسى )

و فرموده : « أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ ، من اجابت مىكنم دعاى دعاكننده را در صورتى كه مرا بخواند » « 1 » مىگوييم : دعا در صورتى كه حقيقتا دعا باشد ، به هيچ‌وجه ردّ نمىشود ، و ليكن آنچه كه در متن اين وعده به‌عنوان قيد آمده اين است كه اولا دعا ، دعا و طلب حقيقى باشد ، نه بازى و شوخى ، و ثانيا ارتباط آن حقيقتا به خدا باشد ، يعنى دعا كننده تنها از خدا حاجت بخواهد و در اين خواستنش از تمامى اسبابش كه به نظرش سبب هستند منقطع گردد . و كسى كه به عذاب آخرت كفر مىورزد و آن را انكار مىكند ، و حقيقت آن را مىپوشاند ، نمىتواند رفع آن را به‌طور جدى از خدا بخواهد ؛ چون اين خواستنش يا در دنيا است كه جدى نبودن آن خيلى روشن است و يا در آخرت است ، در آنجا هم هرچند عذاب را به چشم مىبيند ، ( و با همهء ظاهر و باطنش لمس مىكند ) ، و از شدت آن به ناچار از هرسبب ديگر منقطع شده ، تنها متوسل به خداى سبحان مىشود و ليكن آن ملكهء انكارى كه از دنيا به همراه خود آورده ، و بال و طوق لعنتى شده كه هرگز از او جدا نمىشود ، و آتشى كه در آن است جزاى همان انكار است ، درنتيجه نمىگذارد رفع چيزى را كه منكرش بوده به‌طور جدّى از خدا بخواهد . همانطور كه او نمىتواند بطور جدّى دعا كند همچنين نمىتواند بطور جدّى از سببهاى ديگر بريده و متوسل به خداى عزيز گردد و چگونه مىتواند چنين توسّلى جدّى داشته باشد ؟ با اينكه در دنيا آن را كسب نكرده بود - دقت بفرماييد .

--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 186 .